دسته گل

 

مردی به گل فروشی رفت میخواست دسته گلی را برای  مادرش که در
شهر ديگری بود سفارش دهد تا برايش پست شود .
وقتی از گل فروشی خارج شد ٬ دختری را ديد که در کنار درب نشسته بود و
گريه می کرد. مرد نزديک دختر رفت و از او پرسيد : دختر خوب چرا گريه می
کنی ؟
دختر گفت : می خواستم برای مادرم يک شاخه گل بخرم ولی پولم کم است . مرد
لبخندی زد و گفت :با من بيا٬ من برای تو يک دسته گل خيلی قشنگ می خرم تا
آن را به مادرت بدهی.
وقتی از گل فروشی خارج می شدند دختر در حالی که دسته گل را در دستش گرفته
بود لبخندی حاکی از خوشحالی و رضايت بر لب داشت. مرد به دختر گفت : می
خواهی تو را برسانم ؟ دختر گفت نه ، تا قبر مادرم راهی نيست!
مرد ديگرنمی توانست چيزی بگويد
مرد به گل فروشی برگشت٬ دسته گل را پس گرفت و ۲۰۰ کيلومتر رانندگی
کرد تا خودش آن را به دست مادرش هديه بدهد
.
شکسپير می گويد:

 
به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می آوری،
شاخه ای از آن را همين امروز به من هديه کن

تعهد به عشق؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

یک سرباز آمریکایی بعد از بازگشتن از جنگ عراق با عشق خود ازدواج کرد

مراسم ازدواج آنها با همه ی مراسم ها فرق داشت

عشقشان یک عشق واقعی بود

میدونید چرا ؟؟؟؟؟

اگه میخوایید بدونید برید ادامه مطلب رو نگاه کنید

شما بودید؟؟؟؟چکار میکردید؟؟؟؟

ادامه نوشته

***************لوازم التحریر پارسه **************

***************لوازم التحریر پارسه **************

می آید و من نیستم

 

 

 

صبح روزی ، پشت در می آید و من نیستم

قصه دنیا به سر می آید من نیستم

 

یک نفر دلواپسم این پا و آن پا می کند

کاری از من بلکه بر می آید ومن نیستم

 

خواب و بیداری  خدایا بازهم سر می رسد

نامه هایم از سفر می آید و من نیستم

 

هرچه می رفتم به نبش کوچه او دیگر نبود

روزی آخر یک نفر می آید و من نیستم

 

در خیابان در اتاقم روی کاغذ پشت میز

شعر تازه آنقدر می آید و من نیستم

 

بعد ها اطراف جای شب نشینی های من

بوی عشق تازه تر می آید ومن نیستم

 

بعد ها وقتی که تنها خاطراتم مانده است
عشق روزی رهگذر می آید ومن نیستم

 

 

خدایا به خاطر تمام چیزهایی که دادی، ندادی، دادی پس گرفتی، ندادی بعدا دادی، ندادی بعدا می خوای بدی، دادی بعدا می خوای پس بگیری، داده بودی و پس گرفته بودی، اگه بدی پس می گیری، پس گرفتی دادی، پس گرفتی بعدا می خوای بدی، اگه می دادی پس می گرفتی، نداده بودی فکر می کردیم دادی و پس گرفتی، خلاصه خداجون سرتو درد نیارم به خاطر همه شکر

برداشتی از سایت ترانه ها

شما يادتون نمياد

 

 

شما یادتون نمیاد

· ۱-   شما یادتون نمیاد تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن آب بخوریم

۲- شما یادتون نمیاد شبا بیشتر از ساعت 12 تلویزیون برنامه نداشت سر ساعت 12 سرود ملی و پخش می کرد و قطع می شد.... سر زد از افق...مهر خاوران

۳- شما یادتون نمیاد هركي بهمون فحش ميداد كف دستمونو نشونش ميداديم ميگفتيم آيينه آيينه

۴- شما یادتون نمیاد ساعت 9.30 هر شب با این لالایی از رادیو میخوابیدیم
گنجیشک لالا مهتاب لالا شب بر همه خوش تا صبح فردا...لالالالایی لالا..لالایی لالالالایی لالا ..لالایی..گل زود خوابید مثل همیشه قورباغه ساکت خوابیده بیشه...جنگل لالا برکه لالا شب بر همه خوش تا صبح فردا


۵- شما یادتون نمیاد زمستون اون وقتا تمام عشقمون این بود که رادیو بگه مدرسه ها به خاطر برف تعطیله

۶- شما یادتون نمیاد علامتی که هم اکنون میشنوید، اعلام وضعیت قرمز است و معنا و مفهوم آن اینست که حمله هوایی انجام خواهد شد! محل کار خود را ترک و به پناهگاه بروید

۷- شما یادتون نمیادکوچولو ها کوچولوها دستاتون بدیم به ما بریم به شهر قصه ها

۸- شما یادتون نمیاد. گنجشگکه اشی مشی .... میفتی تو اب خیس میشی ....کی میپزه اشپز باشی ..... کی میخوره حاکـــــــــــم باشــــــــی
به یاد هنرمندی که تنها خوند تنها زد و در تنهایی مرد


۹- شما یادتون نمیاد مدیر مدرسه از مادرامون کادو می گرفت سر صف می داد به ما.بعد می گفت: همه تو صفاشون از جلو نظام برید سر کلاساتون

۱۰- شما یادتون نمیاد آلوچه و تمره هندی ، بستنی آلاسکا, همشون هم غیر بهداشتی

۱۱- شما یادتون نمیادتقلید کار میمونه...میمون جزو حیوونه

۱۲- شما یادتون نمیادخط کشهائی که محکم می زدیم رو مچ دستمون دستبند می شد

۱۳- شما یادتون نمیاد کلی با ذوق و شوق تلویزیون تماشا می کردیم یهو یه تصویر گل و بلبل میومد: ادامه برنامه تا چند دقیقه دیگر

۱۴- شما یادتون نمیادکارت صد آفرين مي‌دادن خر کیف مي‌شديم، هزار آفرين که مي‌دادن خوده خر مي‌شدیم

۱۵- شما یادتون نمیاد اما وقتی بچه بودیم گلبرگ گلها رو روی ناخنمون می چسبوندیم بعد می گفتیم لاک زدیم

۱۶- شما یادتون نمیادکارنامه هامونو میبردیم شهر بازی که بهمون بلیط بدن

۱۷- شما یادتون نمیاد پسرا شیرن مثه شمشیرن...دخترا موشن مثه خرگوشن

۱۸- شما یادتون نمیاد بستني ميهن رو که میگفت مامان جون بستنيش خوشمزه تره

۱۹- شما یادتون نمیاد پستونک پلاستیکی مّد شده بود مینداختیم گردنمون

۲۰- شما یادتون نمیاد این بازیو پی پی پینوکیو پدر ژپتو، گُ گُ گُربه نره روباه مکار

۲۱- شما یادتون نمیاد هر وقت آقای نجار می رفت بیرون ووروجک خراب کاری می کرد

۲۲- شما یادتون نمیاد... سیاهی کیستی ؟منم پار30 کولا

۲۳- شما یادتون نمیاد  دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده سواد داری؟ نه نه بي سوادي نه نه پس تو....

۲۴- شما یادتون نمیادآهای، آهای، اهاااااای ، ننه،من گشنمه

۲۵- شما یادتون نمیاد ماه رمضون که میشد اگه کسی می گفت من روزم بهش میگفتیم: زبونتو در بیار ببینم راست میگی یا نه

و خیلی‌ چیزای دیگه هست که شما یادتون نمیاد... ولي براي خيليا به ياد مي ياره كه:

کودکی کجایی که یادت بخیر...

 

 

 

شنیده ام جایی هست

 

شنیده ام جایی هست

جایی دور

که هر وقت از فراموشی خوابها دلت گرفت

میتوانی تمام ترانههای دختران گل فروش را به یاد اوری

می توانی بی اشاره اسمی

بروی به باران بگویی دوستت دارم

من چمدانم را برداشته ام

دارم می روم

تمام واژه را برای باد باقی گذاشته ام

تمام باران ها را به پیاله شکسته ای بخشیدهام

دارم می روم نگاهم کن

**************   پارسه   **************

***************لوازم التحریر پارسه **************