شعر نشاني از « سهراب سپهري »
خانه دوست كجاست؟
در فلق بود كه پرسيد سوار
اسمان مكثي كرد
رهگذر شاخه نوري كه به لب داشت
به تاريكي شنها بخشيد
و به انگشت نشان داد سپيداري و گفت:
نرسيده به درخت،
كوچه باغي ست كه از خواب خدا سبزتر است
و در ان عشق به اندازهي پرهاي صداقت ابي است
ميروي تا ته ان كوچه كه از پشت بلوغ، سر به در ميارد،
پس به سمت گل تنهايي ميپيچي،
دو قدم مانده به گل،
پاي فواره جاويد اساطير زمين ميماني
و ترا ترسي شفاف فرا ميگيرد
در صميمت سيال فضا، خش خشي ميشنوي:
كودكي ميبيني
رفته از كاج بلندي بالا، جوجه بردارد از لانهي نور
و از او ميپرسي
خانه دوست كجاست؟
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۸/۱۱/۰۴ ساعت 20:45 توسط مهدی
|